مطلب رمز دار : برای سمانه با رمز خودت :*
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 30 شهریور 95 ] [ 22:06 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
29 / شهــریـور / 95
چـقـد دوسـت داری بـرگـردم شـهـرمـون، مـیـگـی از بـابـل انـصـراف بـده، شـهـریـت ُ خـودم مـیـدم
چـقـد تـلـاش مـیـکـنـی بـرا نـامـزدیـمـون
کـاش مـامـانـم مـیـتـونـسـت تـلـاشـتـو بـبـیـنـه
وقـتـی بـا عـشـق مـیـگـی مـَحـرمـَم شـدی طـلـا بـارونـت مـیـکـنـم و مـیـدونـم عـمـلـی مـیـکـنـی! نـمـیـدونـی خـودت بـرام یـه دنـیـایـی دیـوونـه
خـیـلـی بـیـشـتـر از قـبـل عـاشـقـت مـیـشـم وقـتـی مـیـگـی نـذر کـردم نـامـزد شـدیـم قـربـونـی کـنـم
قـبـلـا هـم نـذر کـردیـم! 24 / شـهـریـور / 94 نـذر کـردیـم، بـایـد بـه اونـا هـم عـمـل کـنـیـم
مـیـگـی اونـا چـیـزی نـیـسـت و حـتـمـا انـجـام مـیـدیـم
وقـتـی کـلـی نـقـشـه مـیـکـشـی و بـا ذوق بـرام تـعـریـف مـیـکـنـی، چـی مـیـتـونـم بـگـم؟
فـقـط مـیـتـونـم خـدارو شـکـر کـنـم
حـتـمـا بـابـات پـسـرکـوچـولـوش کـه الـان مـردی شـده بـرا خـودش ُ خـیـلـی دعـا مـیـکـنـه
چـقـد تـو نـظـرم دوسـت داشـتـی مـیـشـی وقـتـی بـیـن هـمـه نـقـشـه هـات مـیـگـی وقـتـی نـامـزد شـدیـم اولـیـن کـاری کـه مـیـکـنـم مـیـرم سـر خـاک بـابـام
مـیـگـم دیـگـه تـنـهـا نـه، مـنـم مـیـام! بـا هـیـجـان مـیـگـی اره حـتـمـا بـایـد عـروسـمـو بـبـیـنـه، بـبـیـنـه تـرکـونـدم بـا انـتـخـابـم
مـگـه خـوشـبـخـتـی چـیـه؟ حـتـی بـا تـصـور ایـن حـرفـا غـرق خـوشـبـخـتـی مـیـشـم
وقـتـی بـا قـاطـعـیـت خـاص ِ خـودش مـیـگـه بـه کـل دنـیـا ثـابـت مـیـکـنـم ازدواج دوسـتـی خـیـلـی هـم خـوبـه، ثـابـت مـیـکـنـم مـا خـوشـبـخـت تـریـنـیـم 

++ یک سال و سه روزه که اومدم میهن بلاگ
تو این مدت چه اتفاقای جور واجوری افتاد!

برچسب ها: لاویانه ،
[ 29 شهریور 95 ] [ 00:17 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
28 / شهــریـور / 95
سـلـام
دیـروز رفـتـم بـابـل
ثـبـت نـام کـردم، ورودی بـهـمـنـم
چـقـد مـسـئـولـای بـافـرهـنـگـی داشـت، خـیـلـی خـوب بـرخـورد مـیـکـردن :)
خـوابـگـاشـم دیـدم!
دانـشـگـاه خـوابـگـاه نـداره، خـصـوصـیـه!
دوتـا خـوابـگـاه مـعـرفـی کـردن
یـکـیـش نـزدیـک تـر بـه دانـشـگـاه بـود، تـرمـی 750 تـومـن!
یـکـی هـم صـدمـتـر بـا ایـن خـوابـگـاه فـاصـلـه داشـت، اون تـمـیـزتـر بـود، تـرمـی 786 تـومـن
واسـه اولـیـه رفـتـم فـرم پـر کـردم
واسـه دومـیـه زنـگ زدم کـه مـیـام خـخـخ
بـه جـفـتـشـون گـفـتـم
احـتـمـالـا دومـیـه رو مـیـرم
پـول خـوابـگـاه انـدازه شـهـریـه ازاده، لـامـصـب!
چـه بـد شـد کـه خـوابـگـاه نـداره
تـو راه خـوابـگـاه کـلـی نـارنـج ِ نـرسـیـده چـیـدم
از هـمـیـن جـا از ریـاسـت مـحـتـرم شـهـرداری شـهـرسـتـان بـابـل پـوزش مـیـطـلـبـم و اعـلـام مـیـدارم تـا وقـتـی بـنـده در شـهـرسـتـان حـضـور دارم روزهـا بـه هـمـیـن مـنـوال خـواهـد گـذشـت. مـتـشـکـرم!

بـعـد ثـبـت نـام رفـتـیـم دریـا!
چـقـد شـلـوغ بـود
ولـی خـیـلـی حـال داد، کـلـی بـازی کـردیـم خـخـخـخ
راه دانـشـگـاه تـا دریـا هـم یـاد گـرفـتـم
امـیـر هـم خـیـلـی خـوشـحـالـه کـه ورودی بـهـمـنـم
ایـن روزا هـی اصـرار مـیـکـنـه نـامـزد شـیـم
فـکـر مـیـکـنـه تـا بـهـمـن نـامـزد مـیـشـیـم!
مـن کـه نـمـیـدونـم خـدا چـی مـیـخـواد، هـمـونـی کـه بـه دعـاش گـوش کـرد و کـامـلـا یـهـویـی بـخـشـنـامـه سـازمـان سـنـجـش عـوض شـد، قـطـعـا هـمـون بـه حـرفـاش گـوش مـیـکـنـه، مـیـدونـم بـزرگـی

+ سـمـانـه عزیزم و مـریـم ِ امـیـد گلم، مـمـنـون کـه هـوامـو داشـتـیـن، بـبـخـشـیـد کـه خـیـلـی ازتـون سـوال پـرسـیـدم :* 

[ 28 شهریور 95 ] [ 21:38 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
24 / شهــریـور / 95

سـلـام
بـریـم ادامـه

+ کامنتا همچنان بعدا! الان خستم

ادامه مطلب

[ 24 شهریور 95 ] [ 20:03 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
23 / شهــریـور / 95
سـلـام
بـریـم ادامـه :)


+ کامنتایی که مونده رو بعدا جواب میدم!

ادامه مطلب

[ 23 شهریور 95 ] [ 22:10 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
22 / شهــریـور / 95



عیــدتـــون مبـــآرکــــ :)

[ 22 شهریور 95 ] [ 17:12 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
21 / شهــریـور / 95
سلام
خوبید؟
خبرایی نیست!
دانشگاه بابل نمیرم! با دوتا از دوستام میرم ساری!
احتمالا! فعلا مامانم میگه اصلا نرو! بابام میگه قبول شدی حیفه، برو!
سر سفره مامانم هی بد میگه! بابام هی نصیحت میکنه!
مامانم میگه میرن سیگار میکشن،
بابام میگه با دوستات رفتی بیرون، لب رودخونه ای، جایی، مواظب باشیا
مامانم میگه شهر غریب چمیدونیم کجاها میرن، بابام میگه جوجه اینا که بلدی درست کنی؟
مامانم میگه اره با دوستاش بره، اوووو تا سااااری، بابام میگه اون چراغ ُ ببر، یه موقع برق رفت، تو تاریکی نمونید
مامانم میگه کلی خرج داره راه دور بره، یه سال بخونه، یا همین جا بره عیب نداره شهریه میدیم، بابام میگه بری دریا شنا که بلدی؟
مامانم میگه مگه پس فردا زمستون که شد، میتونیم بریم سر بزنیم؟ معلوم نیست کجا بره که، بابام میگه اونجا دور دور که میرید، اما فکر درسِت باش خانوم مهندس شی
مامانم میگه اخه دختر بره تا ساااااری؟ بشین یه سال بخون بازم کنکور بده، بابام میگه اتفاقا ساری بهتره، دوستات پایه ان؟ خوش میگذره باهاشون؟


باز هم داستانای من و مامانم! :/

[ 21 شهریور 95 ] [ 22:37 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
18 / شهــریـور / 95
   فقط یه سمــانه میتونه حالم ُ خوب کنه :)
خدایا شکرت بابت بودنش

# خدا هوامو داره!
دیگه ته تهش میگم به جهنم

[ 18 شهریور 95 ] [ 17:42 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
16/ شهــریـور / 95
بابا: چند سال بابل میمونی؟
من: کاردانی دو سال ِ
بابا: میگما امیر تو این دوسال میتونه بره سربازی
من: اون نمیره بابا! بعدشم رو چه حسابی بدونه که بعد از دوسال که میاد، نزنی زیر حرفت؟
بابا: نه دیگه! اون موقع کسی هم مخالفت نمیکنه
من: ول کن! اون سربازی نمیره!

خب نمیره دیگه! زوری که نیست! بهش نگفتم بابام اینو گفته! نمیدونم چرا نگفتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فنی اینطوری ِ که قبل از کنکور تعیین میکنیم واسه چه رشته ای میخواییم بخونیم بعد ازمون میدیم!
منم نرم افزار زده بودم، حالا نرم فزار ِ دانشگاه دولتی ِ بابل قبول شدم که یه احتمال 80درصد میرم!
رتبه ها هم 18 ام میاد!
به بابام گفتم برام ماشین بگیر

[ 16 شهریور 95 ] [ 22:27 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
15 / شهــریـور / 95

[ 15 شهریور 95 ] [ 15:12 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
14 / شهــریـور / 95


زنـدایـی ش: دیـروز ایـن مـاهـی تـابـه مـسـی رو گـرفـتـم
مـامـانـم: مـبـارک بـاشـه، قـشـنـگـه
زنـدایـی ط: اگـه مـس زنـجـان بـاشـه خـیـلـی خـوبـه
مـامـانـم: زنـجـان هـیـچـیـش خـوب نـیـسـت
خـالـم: عـه نـگـو چـاقـوهـاش حـرف نـداره! عـلـی یـه چـاقـو گـرفـتـه انـقـد تـیـزه ادم مـیـتـرسـه بـهـش دسـت بـزنـه
مـامـانـم: حـالـا شـایـد وسـیـلـه هـاشـون خـوب بـاشـه
زنـدایـی ش: ابـجـی دوسـش داره! بـفـهـم!!
مـامـانـم: بـیـخـود کـرده، انـقـد نـه مـیـگـم تـا بـره!
زنـدایـی ش: اونـی کـه مـن دیـدم مـحـالـه بـره
خـالـم: بـخـوای نـخـوای هـمـیـنـه!

مـنـم تـو جـمـع بـودمـا امـا مـثـلـا داشـتـم گـردو مـیـخـوردم امـا تـمـام حـواسـم پـیـش حـرفـاشـون بـود خـخـخ
تـازه مـثـلـا طـوری حـرف مـیـزدن کـه زنـدایـی ط چـیـزی نـفـهـمـه!! بـابـا طـرف کـر و کـور هـم بـاشـه مـیـفـهـمـه

+ بـعـــلـه هـم اکـنـون سـمـانـــه جـان تـاریـخ اعـلـام نـمـودنـد کـه فـردا 15 شـهـریـور اسـت! مـصـادف بـا روز اعـلـام نـتـایـج خـخـخ

ادامـه!


ادامه مطلب

[ 14 شهریور 95 ] [ 18:19 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
9 / شهــریـور / 95


سـلـام!

بـریـم ادامـه!!!

ادامه مطلب

[ 9 شهریور 95 ] [ 15:37 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
7 / شهــریـور / 95

هـنـگـامـی کـه بـا کـسـی قـهـریـد، بـدیـن صـورت پـیـام دهـیـد!  کــلـیـک
انـگـار نـه انـگـار اتـفـاقـی افـتـاده!
اصـلـا مـعـجـزه مـیـکـنـه
طـرف تـو رودوایـسـی هـم شـده، اشـتـی مـیـکـنـه خـخـخ

ادامــه!

ادامه مطلب

[ 7 شهریور 95 ] [ 20:55 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
6 / شهــریـور / 95
اهنگ " سلام یئتر " از علی پرمهر رو گوش میکنم!
معنیش که نمیفهمم هیچ، حتی نمیفهمم درباره چیه!
ولی هرچی که هست دوسش دارم! یه حسی توشه که وقتی بچه بودم حسش کردم...

لینک کانال داده، همش عکی از فامیلاشه، چقد خوبه که منو از خودشون میدونه...
چندتا هم عکس خودش پیدا کردم... تاحالا ندیده بودمشون...
شوهر خواهرش و داداشم و برادرزاده هاشم پیدا کردم
دنبال باباشم...

+ چقد اینجا هوا سرده :/

# چرت نوشت :|

[ 6 شهریور 95 ] [ 21:07 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
6 / شهــریـور / 95
و امـروز بـاز هـم در حـیـن پـخـش خـنـدوانـه تـلـفـن زنـگ خـورد!
اصـلـا وقـتـی خـنـدوانـه مـیـبـیـنـم و تـلـفـن زنـگ مـیـخـوره یـه حـسـی بـهـم مـیـگـه از خـانـواده امـیـر ِ
فـکـر کـنـم زیـاد بـنـویـسـم بـیـایـیـن ادامـه خـخـخ

ادامه مطلب

[ 6 شهریور 95 ] [ 00:08 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
5 / شهــریـور / 95
عکسای چندسال پیش ُ با عشـق و یه ناراحتی که ته ته دلمه نگاه میکنم و روی تک تک 287تا عکسش زوم میکنم و خیره میشم بهشون طوری که یهو میبینم دوساعته دارم عکساش ُ میبینم اما فقط 20 تارو دیدم!
 شده دلتون برا خیییلی وقت پیش تنگ شه؟
دلم برا سه سال پیش تنگ شده
الان همه چی عوض شده، ولی اون موقع خیلی خوب بود
الانم خوبه ها ولی اون موقع خوب تر بود!
اون موقع هم غم داشتیم اما تونستیم از روی غما بپریم تو شادیــااااا
اما الان گاهی سر چیزایی غم ِعالم میاد تو دلمون که اصلا اصلا اصلا ارزش ندارن!
حداقل برا من ارزش ندارن!
حداقل الان ارزش ندارن!
حداقل با غصه خوردن بدتر میشه!
چقد خندوندن و دلقک شدن سخته واسه کسی که فکر میکنه اون مشکل برام مهمه! برا کسی که فکر میکنه دارم وانمود میکنم برام مهم نیست!
وقتی چندسال پیش بهش گفتم باهاشم، یعنی تااخرش باهاشم! درهر صورت باهاشم! چه توی شادیــا و چه توی غم و سختی باهاشم!
داشت حل میشد مشکلش ولی دوباره...
اعتماد به نفس برا زندگی خیلی مهمه!
حتما حل میشه، شک ندارم ولی خودشم میدونه با غم و غصه بیشتر میشه ولی نمیتونه اروم باشه!
بهش حق میدم! اگه خودم بودم حالم خیلی بدتر میبود! نمیتونم تمرکز کنم رو اروم کردنش!
با هر بار " عزیزم " گفتنم سریع میاد تو ذهنم که چندسال اینده نه! همین هفته بعد چه خواهد شد؟!
فکر میکنم پشیمون میشم از عزیزم گفتن! اما بازم شک ندارم نمیشم!!!!
لعنتی...
از خوددرگیری متنفرم متنفررررررررر
خیلی دعا کنید برام
نه برا جوابی که فردا میدن!
برا مشکلش، خودش صــدهابرابرررر مهم تره....

[ 5 شهریور 95 ] [ 00:06 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
3 / شهــریـور / 95
خـامـوش عـزیـزم!
سـلـام
خـواهـش مـیـکـنـم بـخـاطـر یـه سـال خـوانـنـده خـامـوش و سـاکـت بـودنـت

لـطـف داری :)
عـزیـزم مـگـه چـنـدسـالـتـه کـه مـیـگـی وقـتـی هـم سـن مـن بـودی، انـدازه مـن نـمـیـفـهـمـیـدی؟

خـوشـحـالـم کـه انـرژیـم بـاعـث شـادتـر شـدنـت شـده

مـمـنـون کـه دعـا مـیـکـنـی بـرامـون ، ان شـاءالـلـه خـودتـم هـمـیـشـه تـو زنـدگـیـت مـوفـق بـاشـی

خـخـخ بـخـاطـر پـسـتـام جـیـغ؟!

دلـم مـیـخـواد دوبـاره رمـزی بـنـویـسـم، بـعـد بـردارم تـا دوبـاره جـیـغ بـزنـی!
مـردم آزار هـم خـودتـی

شـمـا صـاحـب اخـتـیـاری!
هـرطـور دوسـت داری! مـیـخـوای خـامـوش بـمـونـی یـا روشـن مـیـل خـودتـه
واااای مـن چـقـد ادبـی و بـاکـلـاس حـرف مـیـزنـم!


اوهـوم، خـوشـحـال مـیـشـم اسـمـتـم بـدونـم :)

امـیـدوارم یـادت بـیـاد کـامـنـتـت چـی بـود! یـه طـوری نـوشـتـم کـه یـادت بـیـاد، عـمـومـی هـم نـکـردم چـون مـیـدونـم نـمـیـخـوای کـسـی بـدونـه!

خـجـالـت کـشـیـدم بـا " عـروس کـوچـولـوی مـهـربـون

[ 4 شهریور 95 ] [ 00:34 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
3 / شهــریـور / 95

سـاعـت 2:30 تـلـفـن زنـگ خـورد، از تـهـران بـود! نـشـد جـواب بـدم!
نـشـنـاخـتـم ولـی حـدس زدم از خـانـواده امـیـر بـاشـه امـا تـعـجـب کـردم کـه چـرا بـی هـمـاهـنـگـی زنـگ زدن!
تـو هـمـه شـمـاره هـاشـون 9 زیـاده

سـاعـت 5 داشـتـم خـنـدوانـه مـیـدیـدم، دوبـاره هـمـون شـمـاره!  ( اون روز کـه اومـدن هـم داشـت خـنـدوانـه پـخـش مـیـشـد! ایـنـجـوری پـیـش بـره، عـروسـیـمـون هـم زمـان پـخـش خـنـوانـس )
جـواب دادم، سـمـیـه بـود!
10 دیـقـه حـرف زد!
بـا مـامـانـم کـار داشـت کـه جـواب بـگـیـره!
گـفـتـم مـامـانـم تـهـران ِ، جـمـعـه مـیـاد!
گـفـت پـس شـمـارشـو بـده، دودل بـودم کـه بـدم یـا نـه کـه گـفـت خـونـۀ کـیـه؟
گـفـتـم خـونـه خـالـم!
گـفـت پـس هـیـچـی، زنـگ نـمـیـزنـم، اونـجـا تـحـت تـاثـیـر جـوّ ِ جـواب مـنـفـی مـیـده!
گـفـتـم هـرجـور راحـتـی
مـیـگـفـت شـوهـرمـم هـرشـب مـیـاد خـونـه مـیـپـرسـه چـه خـبـر؟! مـحـمـد دامـاد شـد؟!
بـحـث دربـاره شـهـرمـا و تـهـران شـد!
گـفـت مـاهـم اول اومـدیـم تـهـران مـیـگـفـتـیـم چـه بـده! اصـلـا دوسـت نـداشـتـیـم، امـا الـان بـه زور دو روز مـیـریـم زنـجـان! تـازه هـمـونـم خـوبـه مـیـریـم خـونـه خـودمـون! خـونـه فـامـیـل سـخـتـه
یـهـو از دهـنـم در رفـت گـفـتـم حـالـا مـیـخـوای بـگـی خـونـه داریـن؟! بـاشـه فـهـمـیـدم!
واااای سـمـیـه غـش کـرد از خـنـده، مـیـگـفـت چـقـد رکـی
مـنـم بـا خـنـده گـفـتـمـا
نـاراحـت نـشـد امـا کـاش نـمـیـگـفـتـم
یـکـم حـرف زد کـه بـیـشـتـریـاش یـادم رفـت!
زنـگ زدم بـه مـامـانـم گـفـتـم کـه سـمـیـه زنـگ زده و شـمـارتـو مـیـخـواد، گـفـت نـده تـا بـرگـردم!
اصـلـا نـمـیـدونـم چـی جـواب مـیـده!
امـا خـوب مـیـدونـم اگـه جـواب مـنـفـی بـده هـمـه چـی تـمـوم مـیـشـه!
اگـه نـه بـگـه بـسـتـگـی بـه امـیـر و خـانـوادش داره کـه بـازم تـلـاش مـیـکـنـن یـا نـه!
اگـرم جـواب مـثـبـت بـده کـه احـتـمـالـا تـا قـبـل مـحـرم و صـفـر مـَحـرم مـیـشـیـم!
نـمـیـتـونـم پـیـش بـیـنـی کـنـم کـه چـی مـیـگـه!

امـیـر مـیـگـفـت مـامـانـش ایـنـا دیـروز رفـتـن لـبـاس خـریـدن! از مـن و امـیـر بـیـشـتـر هـولـن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست عزیزی که اسمت ُ گذاشتی " دوم کامپیوتر "
خب تو که هم شهرم هم مدرسمو میدونی!
یکم بگردی فامیلیمم تو پستا پیدا میکنی! :|
بعدشم واقعا انتظار داری من حدس بزنم ردیف دوم، دوم کامپیوتر کی میشست؟؟
بابا من چمیدونم! کلاس خودمونم یادم نمیاد چه برسه به شما! ولی میدونم بچه درسخونی که این موقع از تابستون میای نت درمورد کامپیوتر مطلب بخونی!
هرچند شک ندارم دیگه نمیای اینجا! بخوای بیای هم ادرسم یادت رفته!

[ 3 شهریور 95 ] [ 23:00 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
1 / شهــریـور / 95
سـلـام
ایـن روزا خـوبـن :)
خـالـم وقـتـی زنـگ مـیـزنـه مـیـپـرسـه اقـات خـوبـه؟!
وقـتـی مـیـاد خـونـمـون و بـا مـامـانـم حـرف مـیـزنـه و کـلـی نـقـشـه مـیـکـشـه
و تـو حـرفـاش چـنـدبـار تـاکـیـد مـیـکـنـه بـه مـامـانـم کـه تـکـلـیـف مـارو مـشـخـص کـنـیـم بـریـم دنـبـال لـبـاس؟!
وقـتـی ازم مـیـپـرسـه شـوهـرت ایـنـا زنـجـان هـم خـونـه دارن؟
یـهـو بـا یـه لـبـخـنـد مـیـگـه چـنـدوقـت پـیـش مـن و خـالـه شـیـن و زنـدایـی الـف فـال تـاروت گـرفـتـیـم، بـرا هـمـمـون اومـد کـه عـروسـی در راهـه!
مـن اعـتـقـادی نـدارم ولـی خـالـم دیـگـه ایـمـان اورد بـه فـال
پـسـردایـیـم بـا ذوق دربـاره امـیـر ازم سـوال مـیـپـرسـه، مـیـگـه گـلـاش ُ خـوب خـشـک کـنـاااا، شـوهـرت بـفـهـمـه بـی سـلـیـقـه ای پـشـیـمـون مـیـشـه

مـیـگـه فـاطـمـه عـروسـیـت مـیـتـرکـه هـا
مـردونـه کـه رو هـواس! داش مـمـد! (اول خـودش ُ مـیـگـه) داش امـیـر، داش مـحـمـود، داش مـحـمـد، داش عـلـی، داش احـمـد
هـمـه اهـل حـالـن
مـیـگـم خـب اونـم فـامـیـل داره، مـیـگـه اوه اوه دیـگـه بـدتـررررر
چـقـد هـمـه نـقـشـه مـیـکـشـن!

امـروز بـابـام ُ دیـووووونـه کـردم، ازبـس اذیـت کـردم

مـیـگـه پـس ایـن امـیـر کـوووو بـیـاد نـجـاتـم بـده؟!


داریـم دربـاره امـیـر حـرف مـیـزنـیـم، تـلـفـن زنـگ مـیـخـوره
بـدو بـدو مـیـرم سـمـت تـلـفـن، بـا ذوق مـیـگـم واااای مـامـان خـودشـونـن!
مـامـانـم هـول مـیـکـنـه و مـیـگـه جـواب نـده بـیـام
سـریـع مـیـاد، تـا نـزدیـک مـیـشـه جـواب مـیـدم و مـیـگـم " سـلـامـمـم عـزیـزمـمـمـم، عـشـقـم کـجـا بـودی؟! مـن کـلـی مـنـتـظـر بـودم"
وااااای مـامـانـم عـصـبـی شـد شـدیـددددد
وقـتـی صـدا زیـنـب ُ شـنـیـد، از خـنـده سـرخ شـددددد


چـقـد خـوبـه کـه هـمـه بـاهـم راحـتـیـم و تـارف نـداریـم! دیـگـه مـامـانـمـم داره بـهـمـون مـیـپـیـونـده
خـدایـا شـکـررررررت

+ در رابـطـه بـا حـرف مـامـانـمـم بـه امـیـر گـفـتـم!  کــلـیـک

+
+ بـچـه هـا بـرا ایـنـکـه بـدون ادرس کـامـنـت مـیـزارم، بـرا شـنـاسـایـی از ایـن مـدل اسـم اسـتـفـاده مـیـکـنـم!
ғαтeмe و αмιr 

[ 1 شهریور 95 ] [ 23:52 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]