30 / بهمـــن / 95
چرت و پرت نوشتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
امروز دیرم شد و 7:40 بلند شدم از جام
خواب نموندما، بیدار بودم، لود نشده بودم هنوز
دیشب هم دیر خوابیده بودم
یعنی منی که تقریبا مرغم و اکثرا قبل از 12 خوابم، دیشب تا 3 بیدار بودم
اخه امروز ارائه داشتم درباره سیستم عامل اندروید
چه بحث جذابی داره
پاورپوینت درست کردم و خوندم ساعت شد 3
صبح تند تند رفتم دانشگاه از شیشه هایی که تو درکلاسا هست دیدم استاد نیومده
دیگه تا 9 صبرکردم نیومد
گفتن هوا برفی ِ مونده تو جاده :/
دقیقا ساعت 9:30 که کلاس تموم میشه، رسید!!
یعنی حیف که هم دیر خوابیدم هم زود بیدار شدم ://

فاصله بین این کلاس تا کلاس بعدی یه ساعتی هست که با یه دوستم دیگم میریم سربقیه کلاسا مهمان

رفتیم سرکلاس نرم افزارهای گرافیکی
استادش، همون استاد برنامه نویسی ِ ماعه
یعنی من که نه، بقیه خخخخ
پر شد کلاسش :|
اولین بار بود میدیدیمش!
یه پسره ی متولد 68 ِ ، بقیه میگن
تیپ و هیکل و قیافشم خوبه که من نظری ندارم
به جا درس دادم فقط حال بقیه رو میگیره :/
از کلاسش اومدیم بیرون و رفتیم کلاس خودمون

بعد از ظهر بقیه برنامه نویسی داشتن، منم مهمان رفتم سرکلاس خخخ
بالاخره بعد از کلی حرف متفرقه رفت سراغ درس!
بد نبود، فهمیدم درساش ُ
ناگفته نماند تکراری هم بود :/
تو آنتراک یه دختره گفت مربی ِ شناعه، استاد هم گفت مربی ِ بوکس ِ ! :/
فقط ما اونجا مفت خور بودیم

آخر کلاس بهش گفتم میشه ظرفیت ُ بالا ببره که جا شم

گفت اینا همش الکی ِ، همین الان یه نامه بنویس که مثلا باسلام خدمت استاد فلان و این چیزا بگو درخواست شرکت تو این کلاس ُ دارم بعد من میرم آموزش تایید میکنم!
منم تند تند نامه رو نوشتم و بردم آموزش، ازم نگرفتن :/
گفتن ظرفیت نداره! گفتم من با استاد صحبت کردم، قبول کرده!
میگه مگه دست استاده؟! حالا این درس که پیشنیاز بقیه درسات نیست! بزار ترم آخر بردار

اومدم بیرون دیدم استاد داره میاد، بهش گفتم قبول نکردن، گفت من هماهنگ میکنم
فردا حذف اضافس، شاید بتونم بردارم!
ولی خوشم اومد از کار ِ استاد!
با این کار عملا خودش خودش ُ دور زد  

5 اومدم خونه و خوابیدم! 6 تلفن زنگ خورد و مامانم صدام کرد پاشو مهمون داره میاد!
گفتم ولم کن بابا! رفتم تو اتاق خوابیدم!
مهمونای بی ملاحظه هم 6 زنگ زدن بعد 8 نفر واسه شام اومدن، نیم ساعت بعدش هم خونمون بودن

البته من که کلا خواب بودم و اصلا بیرون نرفتم خخخخ
ما زمستون خیلی صرفه جو میشیم و کلا بخاری ِ اتاق ُ خاموش میکنیم! حالا امشب من از سرما مردممممممم

بخاری هم روشن کردم اما اصلا تاثیری نداشت :/
من که به هرحال خوابیدم ولی سرد بود

الانم به واسطه همون خوابه که این موقع شب بیدارم خخخ

[ 1 اسفند 95 ] [ 00:14 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]