پست تنبل :)

[ 9 اسفند 94 ] [ 01:32 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
4 / تـیـــر / 96
_ فـاطــمـه؟
_جـانــم
؟
_ دوسـت دارم!

بــخـدا ایــن حـجـم از خـنــگـی بــی سـابــقـس
!
خـودش صـدام مـیــکـنــه
!
خـودش جـواب مـیــده
!
حـرفـشـم مـیــزنــه
!
تـازهـهـهـهـه مـیــگـه تـو دیــوونــم کـردی
!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فـردا مـیــرن مـسـافـرت
و َ امـیــر حـتـی نــمـیــدونــه کـجـا مـیــرن و کـی حـرکـت مـیــکـنــن
!
تـا ایــن حـد بــراش  مـهـم نــیــسـت
:|

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیــروز جـمـعـه بــود و بــا دوسـتـاش رفـتـن دور دور
!
ولـی کـل اون سـاعـتـایــی کـه بــا دوسـتـاش بــود یــا بــه مـن پـیــام مـیــداد یــا بــاهـام حـرف مـیــزد
:|

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یــکـاری کـرد یــه کـوچـولـو ازش دلـخـور شـدم
امـا هـرچـی فـکـرمـیــکـنــم یــادم نــمـیــاد چـیــکـار کـرده
:|
هـی مـیــگـه
" خـب بــگـو چـی شـده، تـصـمـیــم بــگـیــریــم، مـشـکـلـمـون حـل شـه! "
امـا مـن وااااقـعـا نــمـیــدونــم از چـی دلـخـورم
:|
کـارش زود تـمـوم شـد
بــهـش گـیــر دادم یــه چـی بــرام بــگـیــر تـا آشـتـی کـنــم
یــهـو گـفـت تـا یــه سـاعـت دیــگـه پـیــشـتـم کـه از دلـت دربــیــارم
!!
مـنــم کـه حـالـا هـمـیــنــجـوری یــه چـی گـفـتـه بــودم
!
دیــگـه کـلـی اصـرار کـردم کـه نــیــا
ولـی ایــن دلـیــل نــمـیــشـه از هـمـیــنــجـوری اشـتـی کـنــم

گـفـتـم چـطــور بــرا خـودت از اون پـیــرنــایــی کـه بــرا پـرسـپـولـیــس ِ ایــنــتـرنــتـی مـیــخـریــیــیــی
، مـنــم مـیــخـوام
مـن کـه الـکـی لـج کـردم امـا گـفـت بــرم مـسـافـرت سـوغـاتـیــت بــه جـاسـت
!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نــمـره هـا هـمـیــنــطــوری مـیــان و مـن هـمـیــنــطــوریــیــیــی پـشـت هـمـمـم گـنــد مـیــزنــمـمـمـم
امـتـحـان اخـرم فـیــزیــک بــود
بــه امـیــد تـقـلـب رفـتـم
!
امـا سـر جـلـسـه نــرسـیــده اون بــرگـه تـقـلـم کـه هـمـه فـرمـولـا بــود گـم شـد :|
هـرچـی هـم تـو دسـتـم نــوشـتـم پـاک شـد
:|
انــقـد اعـصـابــم خـورد شـد کـه هـرچـی بــلـد بــودمـم یــادم رفـت
مـحـمـد
، فـامـیــلـمـون، صـنــدلـی ِ جـلـویــیــم بــود! یــهـو سـرجـلـسـه، جـلـو چـشـم مـراقـب بــرگـشـتـه سـمـتـم مـیــگـه " فـاطــمـه کـدوم سـوال مـیــخـوای؟! "
گـفـتـم هـمـش خـخـخـخ
بــرگـش ُ اورد نــزیــکـم
، یــکـی دو تـا سـوال نــوشـتـم
مـراقـب بــاهـاش اشـنــا بــود
!
خـودش کـه کـلـیــیــیــیــی تـقـلـب کـردددد
واقـعـا چـرا دخـتـرا نــمـیــتـونــن مـثـل پـسـرا تـقـلـب کـنــن
؟!
یــه پـسـره تـبــلـت درآورد داشـت مـیــنــوشـت
! حـراسـت دیــد!
ازش گـرفـت
!
بــعـد حـراسـتـیــه اومـده بــهـش مـیــگـه حـالـا گـوشـی یــه چـیــزی
! نــه دیــگـه تـبــلـت بــه ایــن گـنــدگـی!!!
فـقـط خـدا کـنــه نــیــوفـتـم ایــن امـتـحـان فـیــزیــک  ُ
خـیــیــیــیــلـی بــد نــوشـتـم
!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تـرم تـابــسـتـون بــرنــمـیــدارم
!
مـیــخـوام بــرم گـواهـیــنــامـه بــگـیــرم
شـایــدم کـلـاسـی
، چـیــزی رفـتـم!
جـدیــدا حـس کـتـاب خـونــدن اومـده سـراغـم
!
احـتـمـالـا بــرم عـضـویــت کـتـابــخـونــمـو تـمـدیــد کـنــم

فـایــل پـی دی اف
" شـازده کـوچـولـو " و " یــک عـاشـقـانــه آرام " گـرفـتـم!
نــمـیــدونــم کـدوم زودتـر مـیــخـونــم خـخـخ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آهـا راسـتـی
!! ایــن هـمـه نــوشـتـم کـه بــرسـم بــه ایــن مـوضـوع! اخـرشـم داشـت یــادم مـیــرفـت!
تـولـد امـیــر نــزدیــکـه
!!!
بــرا اولـیــن بــاررر مـیــخـوام بــراش کـادو بــگـیــرم
چـی پـیــشـنــهـاد مـیــدیــن
؟؟؟
مـهـم ِ
لـطــفـا هـمـه بــگـیــد
!

[ 3 تیر 96 ] [ 23:12 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
25 / خرداد / 96
لطفا تو این شبای عزیز برای هم دعا کنیم.

[ 25 خرداد 96 ] [ 22:41 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
24 / خرداد / 96
به والله اسم پدر نجسسس کردیییی
و تویی که فقط ازت تهمت شنیدمممم
به علی قسم حلال نمیکنمممم، به خاطر اشکایی که ریختم! بخاطر حالت عصبی ای که بهم دست داده و مریض شدمممم
و تویی که وصالم باهات به یه تار مو بنده
دلیلشم فقططط سست عنصریشونه 
از چیزی خبر نداری و نمیدونی که چقدرررر امروز شکستم و تکرار کردمممم که انتخابمه و اونا گفتن فامیل نیست و من هییی تکرار کردم و تهمت شنیدم و پیشنهادای کثیف شنیدمممم
تازه روزه میگیرن هه
این پستم هیچوقت پاک نمیکنم، باید یادم بمونه که چقدررر آشغالیییی

خییییلی دلم میخواد فرار کنم

[ 24 خرداد 96 ] [ 17:33 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 16 / خــردآد / 96 (رمز ثآبت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 16 خرداد 96 ] [ 00:55 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 13 / خــردآد / 96 (رمز ثابت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 12 خرداد 96 ] [ 23:43 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
4 / خــردآد / 96
هنوز بعد از یک هفته درمورد هفته پیش حرف میزنیم و بازم حرفامون تموم نمیشه!
اصلا هم حرفامون سر و ته هم نداره
دارم کم کم محمد صداش میکنم
اما خدایی سخته
فکرکن چند سال امیر صداش کردم، یهو بخوام بگم محمد!
همینجوری آسونه اما و در عمل اصلا نمیشه!
تو پیاما راحت ترم و اکثرا میگم اما تو حرفامون اصصصصلا نمیشه!
هنوز یه بار هم نگفتم
نمیشه خوووو تو دهنم نمیپرخهههه

برا یکی از دوستام (فاطمه) هفته پیش خواستگار اومد، از فامیلای دورشونه
دوستمم گفت باید بیشتر بشناسمش و رفت و آمد کنیم
تو یه هفته سه بار اومد دانشگاه دنبالش و میرن دور دور
دو سه روز پیش ازمایش دادن و خدارو شکر جوابشم خوب بود
دیگه میخواستن امروز صیغه بخونن که بابای دوستم اجازه نداد و گفت یه دفعه عقد کنن!
عقدشونم میشه بعد ماه رمضون

یکی از دوستامم(هانیه) امروز نامزد شد! (یه ماه صیغه خوندن)
با نامزدش دوست بود و بهم رسیدن

یکی دیگه از دوستای دبیرستانمم (مونا)، امروز رفتن خواستگاری و پسره سرباز ِ و باهم دوستن
بابای ِ دوستم گفت بزارین چند ماهی از سربازیش بگذره بعد بیایید
پسره هم سن خودمونه 18 یا 19 سالشه
ان شاءالله ایناهم بهم میرسن

دوستای وبلاگیمم که یکی پشت یکی دیگه به وصال میرسن
خدارو شکرررررر

منم که حالا حالاها در خدمتون هستم
مامانمم چند روزه هیییی بحث هانیه رو میکشه وسط و آخرشم به این نتیجه میرسه که مثل هانیه نباش! شوهر ِ فامیل فقط خوبه :|
خلاصه که میخواد پشیمونم کنه و بیخیال امیر شم
البته غیرمستقیم میگه ها
اسمشو نمیاره بگه، ولش کن!
ولی هی میگه میری اونجا غریب میشی! غروبا دلت میگیره، کسی ُ نداری! تو مریضیات کسی نیست که پیشت باشه!
تو فامیل هم دقیقا همین وضعیت هست :|
بیخال اینا!
دیگه برام عادی شده! که مثلا رفتم برا خواستگاری روسری خریدم و باذوق به مامانم نشون دادم وانتظار داشتم بگه قشنگه یا زشته یا هرچیزی!
با یه حالتی، سرد و خشک و انگار زوری دهنشو باز کردههه و با اخم میگه مبارکه!
بعدشم گذاشت رفت! حتی یه لحظه صبرنکرد بهش نشون بدم روسریم ُ!

امروزززز ادد شدم تو یه گروه کلاسیمون
یکی از همکلاسیام که خودش استاد زبان ِ پست گذاشته بود که برا رفع اشکال تو هرمقطع تحصیلی برن پی وی، پیام بدن!
دختره از من کوچیکتره :|
حالا کار به سنش ندارم
زبان میخونه ها اما نه در این حد که تو هر سطحی اموزش بده! تو آموزشگاه زبان به خردسالان درس میده :|
پیام ُ فوروارد کردم برا دوستم(فاطمه)!
بعدش گفتم اه اینو (سه تا هم استیکر پی پی گذاشتم )
بعد دوباره گفتم بدم میاد ازش خووووو

یهو دیدم استیکر تعجب داده، نوشته بود چته؟!
دیدم ای وااای فرستادم برا فاطمه، خواهر امیررررر
یعنی آب شدم از خجالت
معذرت خواهی کردم و پیامام ُدیلیت کردم
خواهرش استیکر داده "پشمام ریخت "


اون ربنای شجریان فرستاده بود، چتش اومد بالای بقیه چت ها! دیگه هردو فاطمه بودن منم سریع سند کردم!
حالا الان هی میخوام پیام بدم صدبار اسم ُ نگاه میکنم یه وقت اشتباه نشه

[ 4 خرداد 96 ] [ 21:32 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 30 / اردی بهشــت / 96 (رمز ثابت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 30 اردیبهشت 96 ] [ 22:17 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
.
تا نیم ساعت دیگه میرسنننن
دعامون کنیددددد

[ 29 اردیبهشت 96 ] [ 14:36 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 24 / اردی بهشــت / 96 (رمز ثابت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 24 اردیبهشت 96 ] [ 21:49 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 24 / اردی بهشــت / 96 (رمز ثابت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 24 اردیبهشت 96 ] [ 21:24 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
21/ اردی بهشت/ 95
اولین پستی که با گوشی جدیدم مینویسم!
و اینم پست وصالمونه 
ما بالاخره بعد از کلی سختی داریم بهم میرسیم
اخر هفته میان خواستگاری
بچه ها منم مثل بقیه وبلاگیا میخوام اسماتونو بزارم تو قرآن عقدم 
پس اسماتونو یا با کامنت یا با ایمیل بهم بدین
اینم ایمیل:
ff.rr@chmail.ir

[ 21 اردیبهشت 96 ] [ 13:02 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
13 / اردی بهشــت / 96
چرا نمیشه ببینمش :(
گوشیم پدرمو درآورد خخخ
دیگه حسابی جوابم کرد!
اون وقت اون گوشی جدیده افتاده تو خونشون خاک میخوره :|
من دارم اینجا با این گوشی نفتی به بدبختی کار میکنم

+ چقد اخر هفته حساسی داریم!
این چند وقته همش آخر پستام التماس دعا میگم
این بارم میگم! اما خییییلی جدی تر!
میشه دعامون کنید؟

[ 13 اردیبهشت 96 ] [ 18:55 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
7 / اردی بهشــت / 96
顔文字 のデコメ絵文字خـب فـآطـمـه گـرفـتـم گـوشـی رو! مـبـآرکـت بـآشـهـ خـآنـومـم 
مـمـنـونـمـ
顔文字 のデコメ絵文字ایـن گـوشـیـتـو چـیـکـآر مـیـکـنـی؟
هـیـچـی مـیـزآرم خـونـهـ
顔文字 のデコメ絵文字تـمـیـز نـگـهـش دآر! بـآهـآش کـلـــــی خـآطـره دآریـمـ! بـآیـد بـه بـچـه هـآمـون نـشـون بـدیـمـ!

مـگـه مـیـشـه دوسـش نـداشـتـ؟؟؟
اگـه فـردآ بـآرونـی نـبـآشـه مـیـآره گـوشـیـمـو



+ خب اینم عکسا! کادوی تولدم و گوشی (Galaxy J5 prime)

[ 7 اردیبهشت 96 ] [ 19:50 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
7 / اردی بهشــت / 96
امـیـر گـوشــیـم خـراب شــد
顔文字 のデコメ絵文字 چـرا؟ چـی شــدهـ؟
نــمـیـدونــمـ! کـلـا قـاطـی کـردهـ
顔文字 のデコメ絵文字 عــیـبـی نــدارهـ! الـان دارم مـیـرم خـونــه بـرات مـیـگـیـرمـ
هـا؟
顔文字 のデコメ絵文字 الـان بـرات گـوشــی مـیـگـیـرمـ، حــالـا جـمـعــه یـا شــنــبـه بـرات مـیـارمـ
نــه نــمـیـخـواد
顔文字 のデコメ絵文字 پس بـهـت پول مـیـدم خـودت بـگـیـر
نــه کـلـا نــمـیـخـواد! درسـتــش مـیـکـنــمـ!
顔文字 のデコメ絵文字 ولـش کـن دیـگـه نــمـی ارزهـ، حــالـا بـزار ایـن مـغـازه بـبـیـنــمـ، بـرات عــکـس مـیـفـرسـتــم خـوشــت اومـد مـیـگـیـرمـ، نــیـومـد هـم از دیـجـی کـالـا مـیـگـیـریـمـ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عــکـسـارو فـرسـتــاد!

فـکـرکـنــم ایـن سـفـیـده خـوبـه هـا
顔文字 のデコメ絵文字 نــه فـاطـمـهـ! گـوشــی نــمـیـشــنــاسـیـا! ایـن چـیـنــیـهـ! مـشــکـیـه خـوبـهـ
خـب مـعــلـومـه مـشــکـیـه گـرون تــرهـ
顔文字 のデコメ絵文字 فـرقـش 300 تــومـنــه دیـگـهـ! بـعــدشــم تــو کـاری بـه ایـن کـارا نــداشــتــه بـاشــه فـقـط انــتــخـاب کـنــ
بـرا مـن فـرقـی نــدارهـ، هـرکـدوم کـه خـودت فـکـرمـیـکـنــی خـوبـه بـگـیـر
顔文字 のデコメ絵文字 فـاطـمـهههههه؟ کـاش تــو هـمـیـشــه انــقـد حــرف گـوش کـن بـودی خـخـخـخـخ


هـنــوز گـوشــی رو نــگـرفـتــهـ! گـفـتــم چـنــدجـا دیـگـه هـم بـگـرده شــایـد چـیـز بـهـتــری گـیـرش اومـد!

فـقـط یـه چـیـزیـ؟!
اجـازه هـسـت بـمـیـرم بـراتــ؟!
 

[ 6 اردیبهشت 96 ] [ 23:54 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
7 / اردی بهشــت / 96
داشتم وبارو میخوندم
چرا کسی وب نمیاد؟!
اکثر پست ها برای پارسال و چند ماه پیش بود!
البته که به من ربطی نداره خخخخ
فقط یه چی گفتم که فضا خیلی خالی نباشه

ادامه مطلب

[ 6 اردیبهشت 96 ] [ 23:04 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
ـــــــــــــ
بخدا نمیبخشم این کارارووووو
من که زورم بهتون نمیرسه اما واگذارتون میکنم به خدا
رابطه و وصالمون به یه تار مو بندههههه
خدایا نزار این یه تار موهم قطع شه
کمکمون کن انقدررررر خوشبخت شیم که همه اینایی که جلو پامون سنگ میندازن بگن اصلا فکرشم نمیکردیم انقد خوشبخت شید
خدایا...
خییییییییلی خییییلییییی محتاج دعاممممممم

[ 26 فروردین 96 ] [ 00:31 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
21 / فروردیـــن / 96


سلام

ادامه مطلب

[ 21 فروردین 96 ] [ 13:01 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
15 / فروردیـــن / 96
سلام
سال نو مبارک

ادامه مطلب

[ 15 فروردین 96 ] [ 22:20 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
30 / اســفنـد / 95
{ عید همگی مبارک }
سال خوبی داشته باشید

[ 30 اسفند 95 ] [ 14:53 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
ـــــــــ
من این تیکه هایی که دونه دونه میندازی رو حتمـــــــــــــــــــــــــــــــــا تلافی میکنم حتمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
جایگاهت اصــــــلـــا مهم نیست
شاید اگه تو جمع نمیگفتی انقد عصبی نمیشدم
مینویسم تا یادم بمونه باید بزنـــــــم تو دهنـــــــــــــت

[ 26 اسفند 95 ] [ 23:01 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
24 / اســفنـد / 95
سـلـام
چـنـد وقـتــیــه هــی مـخـواهـم آپ کــنـم، مـیــام پـا سـیــسـتــم بـعـد الـکــی وقـت مـیــگـذرونـم و تــنـبـلـیــم مـیــاد
حـالـا الـانـم کــه اومـدم نـمـیــدونـم چـی بـنـویــسـم 

ادامه مطلب

[ 24 اسفند 95 ] [ 17:19 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
15 / اســفنـد / 95
سلام
این ترم 4 روز در هفته دانشگام و احتمال زیاد از سه شنبه روزای فرد میرم باشگاه!

کم وقت میکنم بیام وب اما همتونو میخونم
ولی دانشگاه عجب چیز باحالیه ها خخخخ
هفته اخر ِ که میریم دانشگاه :/ تـــــا بعد ِ عید!
الحق که آزاده
راستی چندین روز پیش معلم ِ سوم ابتداییمو دیدم و با هزار زور و زحمت شناختم خخخخ
یکی دو روز بعدش رفتم چکاپ که امروز باید میرفتم جواب بگیرم و در به در دنبال برگه پذیرشش بودم!
و هی فکر میکردم کجا گمش کردم!
تا بعداز ظهر که به مامانم گفتم گم شد!
با نهایت آرامش میگه گم نشده دست منه! :|||
حالا فردا میرم جواب بگیرم!

[ 15 اسفند 95 ] [ 17:20 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
7 / اســفنـد / 95
زیاد نوشتم، روم نشد اینجا بمونه
بردم ادامه

ادامه مطلب

[ 7 اسفند 95 ] [ 18:43 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
30 / بهمـــن / 95
چرت و پرت نوشتم

ادامه مطلب

[ 1 اسفند 95 ] [ 00:14 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : 28 / بهمـــن / 95 (رمز ثابت)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ 28 بهمن 95 ] [ 19:49 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
25 / بهمـــن / 95
{ولنیتاین مبارک}

[ 25 بهمن 95 ] [ 19:22 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
21 / بهمـــن / 95
بهم میگه [تـنـبـل بـآنـو]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چندتایی هسته پرتغال و لیمو و نارنگی کاشتم!
کنارشم چندتا کدو تنبل! کدو دراومده
:] امّا مرکباتم نه :[
خواهر ِ اَمیــر هم
پرتغال کاشته، یادم باشه بپرسم دراومدن یا نه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلاسای دانشگاه هم که شروع شده
:|
علاقه ای ندارم خو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فردا هم که راهپیمایی ِ!
اگه خدا قبول کنه از زیر پتو شعار خواهم داد D:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند وقتیه از کسی ناراحت میشم متاسفانه یادم میمونه ناراحتم!
اما
متاسفانه تر، یادم نمیاد چرا ناراحتم!
و در حد قهر هست یا نه!
خب بده >_<
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصه دارم نهایت ِ زورم ُ میزنم تا یه چیزی بنویسم؟! P:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تمام جملاتش ُ حفظ کردم :)
خب از بس تکرار کرد، حفظ شدم!
باشد که جملات عملی شود که ان شاءالله میشود...
+ فاطــمه دیگه قهر ممنوع! بحث ممنوع مخصوصـــا پیش دیگران و مخصوصــــــــــــا پیش خانواده ها! اخم و بداخلاقی
ممنوع! وقتی پیش همیم گوشی ممنوع! و کلی ممنوع ممنوع دیگه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازهم تماس نادیده گرفته شد!
:/
و حس ِ خانوادم طوری ِ که انگار نه انگار کسی تماس گرفته!
ولی بازم خیالمون یکم راحته که اونطوری شدید مخالف نیستن!
و َ
اَمیــری که اصرار داره برای آخر این هفته یا آخر اون هفته بیان و خانوادش که مطمئنم به حرفش گوش میکنن!
مامانم تو فکر عوض کردن پرده هاس، نمیدونم قبول میکنن قبل از عوض کردن پرده ها بیان یا نه!!
تا حالا دیدین پرده مانع وصال شود؟؟؟؟

[ 21 بهمن 95 ] [ 18:18 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
13 / بهمـــن / 95
یه روسری شیری رنگ خریدم!
خیلیم شیک ِ خخخ
قرار بود واسه عروسی ببرم و وقتی داماد میاد سرم کنم که اصلا عروسی نرفتیم!
امشب سرم کردم و عین خود شیفته ها هی تو آینه زل میزنم و با خودم میگم ان شاءالله واسه عقدم همین ُ سرم میکنم و بعد حجاب میگیرم و میگم خب امیر اینطوری دوست داره!!
همون طوری که روسری سرم ِ یه کوچولو آرایش میکنم و ریمل میزم و در نهایت تاسف دستم یهو میخوره به روسری و سیاه میشه
رسمااا گند زدم! خخخخ
رویا بافی به من نیومده
البته همون لحظه با صابون شستم و تمیز شد اما خب یادم نمیره که چه گندی زدم
فدای سرم خخخ
یکی دیگه میگیرم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستی یه زمانی .  " میومد میگفت چرا انقد زنگ میزنن؟!
من از دیروز منتظرتما
کجایی اخه؟؟
بازم زنگ زدن و جای تو خالیه که انتقاد کنی!
خب نگرانت میشم
شک ندارم میای اینجا اما اعلام حضور کن از نگرانی دربیام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این پست 351 هست! چقد کنجکاوم بدونم مثلا پست 400 چه چیزی خواهد بود!

[ 13 بهمن 95 ] [ 20:44 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
12 / بهمـــن / 95
ســـلــام!
خـوبـیــد؟
دیــروز انــتـخـاب واحـد بـود و صـبـح رفـتـم دانــشـگـاه کـار داشـتـم!
بـعــدش تـو دانــشـگـاه مــســـابـقـه آدم بـرفـی بـود و بـرف بـازی ایــنــا
نــاهـار رفـتـم خـونــه خـالــم و بـعــد از ظـهـر هـم آرایــشـگـاه!
واســـه هـمــیــنــم انــتـخـاب واحـد دیــر اومــدم بـعــضـی کـلــاســـا کـه مــهـم تـریــنــش بـرنــامــه نــویــســـی بـود پـر شـد!

ادامه مطلب

[ 12 بهمن 95 ] [ 22:23 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
10 / بهمـــن / 95
چه روز حساسی ِ فردا !
دعا لازمم

+ به وصال نزدیک تر میشویم

[ 10 بهمن 95 ] [ 22:00 ] [ مهندس خنگولو ] [ نظرات () ]
صفحات وب